دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

چارلی چاپلین

   نوشته شده توسط: آیدا    

تن عریان تو فقط باید مال کسی باشد که روح عریانش را
دوست می داری .
چارلی چاپلین


دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

گریه

   نوشته شده توسط: آیدا    

آرزوهایت را برآورده می کند آن خدایی که آسمانی را برای خنداندن گلی، می گریاند...


یکشنبه 18 اردیبهشت 1390

حلالم کن

   نوشته شده توسط: آیدا    

خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه

برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه

نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست

نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست

منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند

که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند

حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم

اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم

که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم

فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه

برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه

برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن

خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن
 


یکشنبه 18 اردیبهشت 1390

گل سرخ

   نوشته شده توسط: آیدا    

بعضی ها مدام غر غر می کنند که چرا گل سرخ خار دارد، غافل از این که باید خدا را شکر کنند که خار گل سرخ دارد.


چهارشنبه 3 آذر 1389

مجبورم نکن...

   نوشته شده توسط: آیدا    

منو مجبورم نکن کاری کنم تنها بمونی شاید اونموقع قدر با هم بودنامونو بدونی.


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389

زرتشت

   نوشته شده توسط: آیدا    

زرتشت : بگذار آدمها تا می توانند سنگ باشند ، تو از نژاد چشمه باش.


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389

خدا كجاست؟

   نوشته شده توسط: آیدا    

وقتی وارد توفان های زندگی میشیم میپرسیم خدا کجاست؟
میخوام بگم که او کجاست
او در پس پرده در حال تهیه ی یک رنگین کمان است


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389

خواستن

   نوشته شده توسط: آیدا    

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست و همیشه داشتنی ها خواستنی نیست.


شنبه 21 فروردین 1389

انسان ها

   نوشته شده توسط: آیدا    

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزندزیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند


شنبه 21 فروردین 1389

عقل

   نوشته شده توسط: آیدا    

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم
فروشنده خواهیم بود


شنبه 21 فروردین 1389

کبوتر

   نوشته شده توسط: آیدا    

هرگز در میان موجودات مخلوقی كه برای كبوتر شدن آفریده شده كركس نمیشود. این خصلت در میان هیچ یك از مخلوقات نیست جز آدمیان. ویکتور هوگو


شنبه 21 فروردین 1389

عشق ...

   نوشته شده توسط: آیدا    

پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.

پیرمرد گفت...


زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که میدانم او چه کسی است...!


شنبه 21 فروردین 1389

دل شکسته

   نوشته شده توسط: آیدا    

دفتری که بسته شد بازش نکنید دلی که شکسته شد نازش نکنید.


پنجشنبه 12 فروردین 1389

شرح...

   نوشته شده توسط: آیدا    

هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده

کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد

و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد . . .


پنجشنبه 12 فروردین 1389

مرغان غم

   نوشته شده توسط: آیدا    

نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند.


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات